امام علی علیه السلام : آن كه تقوا پيشه كند، سختى ها از او دورى گزيند. (نهج البلاغه)
حدیث

دیدار با خانواده"شهید ویگن گاراپیدی"دربرنامه به تماشای سرو
امسال هم بی تو، سال را نو کردیم ...

| اندازه قلم     
 
 
ارسال ایمیل print
امسال هم بی تو، سال را نو کردیم ...

مراسم عيد كه مي‌شود جاي خالي شهیدان بيشتر احساس مي‌گردد. هر چند سال هم که بگذرد، هيچ چيز و هيچ‌كس نمي‌تواند اين جاي خالي را پر كند. دوباره سال نو  و عيد و درخت كريسمس و بچه‌هايي كه منتظرند تا بابانوئل برايشان از سرزميني دور هديه بياورد و چه آرزوي محالي است در بين این هديه‌ها خبري باشد از عزيزي كه ديگر نيست.... این خانواده هم مثل بقيه هموطنان مسلمان، از جان و مال خود، براي این سرزمین گذشتند تا يك وجب از خاك اين كشور به دست دشمن متجاوز نيفتد.


به گزارش روابط عمومی فرهنگسرای رضوان؛ دومین روز از ژانویه سال  2017 میلادی همزمان با آغاز سال نو مسیحی، رییس فرهنگسرای رضوان درکنار کارکنان این مرکز؛ در ویژه برنامه هفتگی"به تماشای سرو"میهمان خانواده‌ معظم شهيد"ویگن گاراپیدی"بود.

در زیر گزارش این دیدار و گفتگوی صمیمی را با هم می خوانیم :

« برای سلامتی بچه هایم نذری می دهم...»

«سیرانوش زمانی» مادر 90 ساله شهید ویگن گاراپیدی درباره پسرش می گوید: ویگن در سال 1344 در روستای خاکباد از توابع الیگودرز به دنیا آمد و ما تا زمان فوت پدرش در این روستا زندگی می کردیم. ویگن پسری شاد و بسیار مهربان بود و همیشه سعی می‏کرد دیگران را خوشحال کند، او بسیار مردم دار بود و هرگز  نمی خواست کسی از دستش ناراضی باشد و به همه احترام می گذاشت.

 او در سال 1365 در سن 21 سالگی برای انجام خدمت سربازی به جبهه رفت و  بار آخر که می خواست برود به دیدن تمام فامیل رفت و با همه خداحافظی کرد و حتی برای خداحافظی با  فامیل های خارج از کشور نامه نوشت.

 مادر شهید با اینکه از اقلیت های مذهبی است اما در ماه های محرم و رمضان همانند مسلمانان نذری می دهد. او دراین باره می گوید: «ما هرسال گوسفند و برنج وآش نذری می دهیم. ماه های محرم و رمضان را دوست دارم و من هم مثل مسلمانان برای سلامتی بچه هایم نذر می کنم. »

 مادر با چشمانی اشک بار از دیدار رهبر معظم انقلاب بسیار ابرازخوشحالی کرد: «ایشان با آمدنشان به ما احترام گذاشت و این برای من بسیار ارزش دارد. با چایی دارچین از ایشان پذیرایی کردم، سکه ای به من هدیه دادند و من هنوز آن سکه را دارم.»

مادر درباره خوابی که دیده است می گوید: « ویگن را دو بار در خواب دیدم. یک بار زمانی که تازه شهید شده بود دیدم ویگن خیلی زیبا شده و در یک باغ سرسبز است. خیلی جلو نرفتم و گفتم جلوبروم نظرش می کنم. من می دانم که ویگن جایش خوب است و اگر شهید شده است از این دنیا به جای بهتری سفر کرده است.»

 

«ویگن دیده بان جبهه بود...»

«مریم گاراپیدی» یکی ازخواهران شهید ویگن گاراپیدی از زمانی می گوید که خبر شهادت برادرش را دادند: «آن زمان یکی از دوستان ویگن به خانه مان آمد و با برادر بزرگم صحبت کرد و باهم بیرون رفتند. در خانه بودیم که همه فامیل آمده بودند و خبر شهادت برادرم را از آنها شنیدم.

این خواهر شهید ادامه می دهد : ویگن درجبهه دیده بان بود و تحرکات دشمن را از نزدیک می دید. سال 66 که آمده بود مرخصی می گفت "می خواهم به الیگودرز، روستایمان بروم و آنجا را از نزدیک ببینیم. تعطیلات برای دیدار با همسایه مان رفتیم منزل آنها. آن روز از الیگودرز به مادرم زنگ زدیم و مادرم به ویگن گفت که "باید برگردی به جبهه تا خدمتت را تمام کنی" و برادرم از همان جا عازم جبهه شد... »

 

همه مان امنیت کشور را مدیون خون شهدا هستیم ...

«ادیب گاراپیدی» یکی دیگر از برادران شهید درباره ویگن می گوید: « ویگن از بدو تولد تا دوران دبیرستان در الیگودرز بود. برادرم از لحاظ اخلاقی، رفتاری، بخشش و کمک کردن  به دیگران تک بود. آن زمان با برادرانمان کشاورزی می کردیم و اگر کسی خسته بود یا کارش را درست انجام نمی داد ویگن به اوکمک می کرد. او همیشه پا در میانی می کرد و می گفت اشکالی ندارد به او چیزی نگو و از سهم خودش برای او می گذاشت. درآن روستا ما احساس غربت نمی کردیم و خیلی ارتباط خوبی با همسایه ها داشتیم. سال 72 ما با هزینه خودمان مخابراتی به اسم شهید ویگن گاراپیدی ساختیم. رئیس مخابرات آن زمان دستور داد که خط مخابرات را دو طرفه کردند.»

 وی در ادامه می گوید: «ویگن وقتی از جبهه می آمد می گفت، جبهه سخت است و باید قبول کنیم که بازی نیست. هم رزمانش می گفتند جایی که ویگن خدمت می کرد خیلی خطرناک و سخت بوده است. و همه ما باید بدانیم که امنیت کشور را مدیون خون شهدا هستیم.»

«برای دفاع از کشورمان همیشه حاضریم ...»

یکی دیگر از برادران شهید درباره دفاع از خاک وطن می گوید: «اگر در کشورمان جنگ شود ما حاضریم دوباره به جبهه برویم. ما ایرانی هستیم و باید از خاک وطنمان دفاع کنیم.

او ادامه می دهد: شخصیت ویگن مانند همه شهدا خیلی خاص بود. اجباری برای رفتن ویگن نبود، حتی خواهرم شناسنامه اش را مخفی کرده بود ولی او با کپی شناسنامه خود را معرفی کرد و پس از چند ماه دوره آموزشی در پادگان لویزان به لشکر 21 حمزه در دهلران و سپس موسیان منتقل شد.

دقیقا ویگن بار آخر رفتن ویگن را به یاد دارم که اوایل اسفند ماه 1365 به جبهه رفت و اوایل فرودین ماه  1366در منطقه زبیدات (شرهانی) عراق به شهادت رسید.»

گفتنی است؛ تکریم و بزرگداشت خانواده معظم شهدا به همراه پاسداشت آرمان های اصیل انقلاب اسلامی( ايثار، جهاد، شهادت، پایداری و مقاومت ) به همراه ثبت و ضبط زندگینامه و خاطرات ارزشمند شهدا به منظورآشنایی نسل امروز با سیره اخلاقی شهدا با تاکید برسبک زندگی اسلامی ایرانی از اهداف برنامه"به تماشای سرو" است که از بدو تاسیس فرهنگسرای رضوان در سال 1389 تا کنون با حضور درمنزل خانواده معظم شهدا برگزار می شود.

علاقمندان برای کسب اطلاعات بیشتر در خصوص برنامه های فرهنگسرای رضوان می توانند با شماره تلفن: 55202218 تماس بگیرند.                                                                                                                                           

>دسته بندی:آخرین اخبار, مذهبی, خبر مهم, اخبار فرهنگسراها, دفاع مقدس , شهدا, سرای فرهنگ
تعداد بازدید 95 مرتبه امتیاز : rating
تگ ها:
 
 
 
  نظرات

بدون نظر